اشعاری در مورد غم
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا می کنی
شهریار
ای بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟ غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
لا ادری
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد
مولانا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15:9 توسط علی پور علی دانشور
|